خرید بک لینک
در  جزیره ام نشسته بودم که صدایم زدن"تنهایی بس است زندگی دو نفری معنی میدهد"دست و پا زدم که مرا نبرید من هنوز نه زندگی را میدانم یعنی چه و نه دو نفری را خندیدند و بردندم و خودشان هم رفتند من ماندم و دنیایی از سوال این عشق است؟دو نفر باهم یعنی این؟و با عقل کودکانه خودم جواب دادم بلهو کاش جوابم این نبود "بله" دادم به خیال خودم به خوشبختی و در واقعیت به بدبختی که دست  و پا میزد خودش را زودتر نشان دهد چند روزی بیشتر دوام نیاورد خیال خوش کودکانه امحالا نوبت بدبختی بود که روی صحنه زندگی ام هنر نمایی کند و نوبتش شد و من شدم اینه عبرت همه عشق نبود عزیز من همان هایی که میگفتند عاشق شو گفتند دل بکن و بدون منتظر جواب من ماندن باز مرا اوردند و در گوشه جزیره ام رها کردند و رفتند حالا من اینجا گوشه جزیره افتاده ام و تویی که این را میخوانی چشماهیت را بشور مبادا این سرنوشت شوم ان هارا هم بگیرد+حتی نمیتونم از اینجا خودم برسونم توی کلبه ام...اینجا دیگه واقعن تنهام نقاش جزیره ام رفته من و خودم...  + |جمعه هجدهم تیر ۱۴۰۰ | 2:46 | |

برچسب: نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 0:16

+شایدم اونی که میره دلی براش نمونده که تنگ بشه-  دلی براش نمونده !؟  نمیدونمشاید ... !!!-  تا حالا کسی و ترک کردی ؟  + نهولی بارها ترک شدم شایدم من ترک نشدممن بودم که ترک کردمنمیشه در این مورد عادلانه حرف زد هیچ وقت مقصر واقعی رو نمیشه پیدا کردشاید چیزی رو که من ترک شدن میدونمیکی دیگه فقط یه انتخاب اشتباه بدونهو چیزی رو که من یه انتخاب اشتباه میدونمیکی دیگه ترک شدن بدونهبه نظرم ترک کردن یعنی رفتن بی بازگشتاما واقعا اونایی که رفتن واقعا رفتن ؟یادت باشه فیزیکشون شاید نباشه اما خاطره هاشون بوی عطرشونهمیشه مونده اینکه یاد کسی برای همیشه بمونهاونم واقعا مارو ترک کرده ؟ یعنی مفهومِ بودن فقط بودِن فیزیک و جسمِ ؟یا بودن ...مجموعه ای از چیزهای مادی و معنویه ؟به نظرم بودن بیش از این چیزهاست هیچ کس هیچ وقت نمیره حتی زمانی که میخوای فراموشش کنی همین تلاش برای فراموشی شاید معنی بودن بدهاصلا شاید ترک کردن معنی تموم شدن بدهاما هر دو میدونیم هیچ کس هیچ وقت تموم نمیشهحتی زمانی که انکارش کنیم چون همین انکاریعنی تموم نشده ... !!!ترک کردنی که بین خنده هات مکث بندازهبه یه نقطه خیره ت کنه یهو یه سکته بشه بین شادی هاتترک کردن نیست یه جور تاوان بودنیه که تموم نمیشهگفتی اگر دوستمان داشتند نمی رفتند ؟شاید چون دوستمان داشتند رفتند !اصلا چرا باید هر کسی را که دوست داریمحتما دوستمان داشته باشد و نرود ؟این چه قانون مسخره ایستکه همه را در بند کرده استهمیشه یکنفر دوست داشتن را القا میکند و دیگری فقط یک توهم استمثل دو ذره  که یکی خنثی و دیگری بار دار استدر مجاورت هم، ذره ی خنثی هم بار دار می شودو ای

برچسب: نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 0:16

صفحه بندی